X
تبلیغات
علمي آموزشي تكنولوژي - روش اجرائی سا ختمان فلزی 1

مقدمه سازیهای اجرایی فلزی

بازدید زمین و ریشه کنی

قبل از شروع هر نوع عمليات ساختماني بايد زمين محل ساختمان بازديده شده و وضعيت و فاصله آن نسبت به خيابان‌ها و جاده‌هاي اطراف مورد بازرسي قرار گيرد و همچنين پستي و بلندي زمين با توجه به نقشه ساختمان مورد بازديد قرار گرفته در صورتي که ساختمان بزرگ باشد پستي و بلندي و ساير عوارض زمين مي‌بايد به وسيله مهندسين نقشه بردار تعيين گردد وهمچنين بايد محل چاه‌هاي فاضلاب و چاه آب‌هاي قديمي و مسير قنات‌هاي قديمي که ممکن است در هر زميني موجود باشد تعيين شده و محل آن نسبت به پي سازي مشخص گردد و در صورت لزوم مي‌بايد اين چاه‌ها با بتون ويا شفته پر شود ومحل احداث ساختمان نسبت به زمين تعيين شده و نسبت به ريشه کني (کندن ريشه‌هاي نباتي که ممکن است در زمين روييده باشد) آن محل اقدام شود و خاک‌هاي اضافي به بيرون حمل گردد و بالاخره بايد شکل هندسي زمين و زواياي آن کاملا معلوم شده و با نقشه ساختمان مطابقت داده شود.

  تجهيز كارگاه :

  براي تجهيز كارگاه بايد مصالح و ابزار مورد نياز به كارگاه آورده شود .

  مصالحي مانند سيمان كه به دو صورت فله و پاكتي موجود مي باشد در كارگاه  مي بايست به نحوي درست انبار شود كه البته در اين پروژه بيشتر از سيمان پاكتي استفاده شد.

  براي جلوگيري از شلوغ شدن كارگاه معمولا موارد مصرف شن و ماسه ازقبل پيش بيني مي شد و به صورت روزانه به گارگاه منتقل مي شد .

 

   پياده كردن نقشه :

  پس از بازديد از محل اولين قدم در ساخت يك ساختمان پياده كردن نقشه مي باشد منظور از پياده كردن نقشه انتقال نقشه ساختمان از روي كاغذ برروي زمين با  ابعاد اصلي است. بطوريكه محل دقيق پي ها و ستونها و ديوارها و زيرزمينها و عرض پي ها روي زمين بخوبي مشخص باشد.

  همزمان با ريشه كني و بازديد از محل بايد قسمتهاي مختلف نقشه ساختمان مخصوصا نقشه پي كني كاملا مورد مطالعه قرارگرفته بطوري كه در هيچ قسمت نقطه ابهامي وجود نداشته باشد و بعدا اقدام به پياده كردن نقشه بشود.

 بايد سعي شود حتما در موقع پياده كردن نقشه از نقشه پي كني استفاده شود.

  ابتدا محل كلي ساختمان روي زمين مشخص شد و بعد با كشيدن ريسمان در يكي از امتدادهاي تعيين شده و ريختن گچ يكي ازخطوط اصلي ساختمان تعيين  شد . بعد از آن خط ديگر ساختمان را كه عمود بر خط اول مي باشد رسم شد.

 درصورت قناس بودن زمين ممكن است دو خط كناري نقشه برهم عمود نباشند در اين صورت يكي از خطوط مياني نقشه را كه حتما بر خط اول عمود است انتخاب و رسم مي نماييم.

 ممكن است براي عمود كردن خطوط از گونياي بنايي استفاده شود در اين صورت دقت كار در موقع پياده كردن نقشه كمتر مي شود.

 براي جلوگيري از جمع شدن خطاها بهتر است اندازه ها را هميشه از يك نقطه اصلي كه آن را مبداء مي ناميم شروع و روي زمين منتقل کنیم و بعد از اتمام كار پياده كردن نقشه بايد حتما مجددا اندازه گذاري هاي نقشه پياده شده را كنترل نماييم. 

  علت اين كار اين است كه حتي المقدور از وقوع اشتباهات احتمالي جلوگيري شود. براي اينكه مطمئن شويم  زواياي بدست آمده اطاق ها قائمه مي باشد بايد دو قطر هر اتاق را اندازه گيري كنيم چنانچه مساوي بودند آن اتاق گونيا است .           

 به اين كار اصطلاحا چپ و راست مي گويند . البته چنانچه در اين مرحله اطاقها 3  الي 4 سانتيمتر، ناگونيا باشد اشكالي ندارد زيرا با توجه به اينكه پي ها هميشه قدري پهن تر از ديوارهاي روي آن مي باشد لذا در موقع چيدن ديوار مي توان ناگونيايي ها را برطرف نمود. بطور كلي بايد هميشه توجه داشت كه پياده كردن نقشه يكي از حساسترين و مهمترين قسمت اجراي يك طرح بوده وكوچكترين اشتباه درآن موجب خسارتهاي فراوان مي شود .

گود برداري

پس از پياده كردن نقشه و كنترل آن در صورت لزوم اقدام به گودبرداري مي‌نمايند. گود برداري براي آن قسمت از ساختمان انجام مي‌شود كه در طبقات پايين‌تر از كف طبيعي زمين ساخته مي‌شود، مانند موتورخانه‌ها و انبارها و پاركينگ‌ها و غيره در موقع گودبرداري چنانچه محل گودبرداري بزرگ نباشد از وسايل معمولي مانند بيل و كلنگ و فرقون (چرخ دستي) استفاده مي‌گردد. اين كار تا عمق معيني كه عمل پرتاب خاك با بيل به بالا امكان پذير است (6 متر) عمل گودبرداري را ادامه مي‌دهند و بعد از آن پله‌اي ايجاد نموده و خاك حاصله از عمق پايين‌تر از پله را روي پله ايجاد شده ريخته و از روي پله دوباره به خارج منتقل مي‌نمايند.

براي گودبرداري‌هاي بزرگتر استفاده از بيل و كلنگ مقرون به صرفه نبوده و بهتر است از وسايل مكانيكي مانند لودر و غيره استفاده شود در اينگونه موارد براي خارج كردن خاك از محل گود برداري و محل آن به خارج كارگاه معمولاً از سطح شيبدار استفاده مي‌گردد. بدين ترتيب كه در ضمن گودبرداري سطح شيبداري در كنار گودبرداري تا روي پي مي‌باشد به علاوه چند سانتي‌متر بيشتر براي فروش كف و عبور لوله‌ها كه در اين صورت مي‌بايد محل پي‌هاي نقطه‌اي و يا پي‌هاي نواري و شناژها را با دست خاك برداري نمود. ولي بهتر است كه گودبرداري را تا زير سطح پي‌ها ادامه بدهيم، زيرا در اين صورت اولاً براي قالب بندي پي‌ها آزادي عمل بيشتري دارم. در نتيجه پي‌هاي ما تميزتر و درست‌تر خواهد بود و در ثاني مي‌توانيم خاك حاصل از چاه‌كني و همچنين نخاله‌هاي ساختمان را در فضاي ايجاد شده بين پي‌ها بريزيم كه اقتصادي نيست. البته در مورد پي‌هاي نواري اين كار عملي نيست زيرا معمولاً پي‌سازي در پي‌هاي نواري با شفته آهك مي‌باشد كه بدون قالب بندي بوده و شفته در محل پي‌ها حفر شده ريخته مي‌شود در اين صورت ناچار هستيم در ساختمانهايي كه با پي نواري ساخته مي‌شود اگر به گودبرداري نياز داشتيم گودبرداري را تا روي پي ادامه دهيم.

براي جلوگيري از ريزش ديواره‌هاي محل گودبرداري به داخل گود معمولاً ديواره اطراف بايد داراي شيب ملايم باشد كه با خط عمود زاويه‌اي مي‌سازد كه زاويه شيب خاك نام دارد اين زاويه بستگي به نوع خاك محل گودبرداري دارد هر قدر خاك محل سفت‌تر و ريزشي‌تر باشد زاويه بزرگتر خواهد شد. به هر حال چون فاصله بين ديوار محل گودبرداري و ديوار ساختمان شفته و يا بتن مگر و غيره پر شود و مستلزم هزينه است لذا هر قدر زاويه كوچكتر باشد مقرون به صرفه‌تر است.

اجرائیات اسکلت سازه ایی

پي كني  :

با توجه به اينكه كليه بار ساختمان به وسيله ديوارها يا ستونها به زمين منتقل مي شود در نتيجه ساختمان بايد روي زميني كه قابل اعتماد بوده و قابليت  تحمل بار ساختمان داشته باشد بنا گردد . براي دسترسي به چنين زميني ناچار به ايجاد پي براي ساختمان مي باشيم . براي محافظت پايه ساختمان وجلوگيري از تاثير عوامل جوي در پايه ساختمان بايد پي سازي كنيم در اين صورت حتما در بهترين زمينها بايد حداقل پي هايي به عمق 40 تا 50 سانتيمتر حفر كنيم.

 طول وعرض وعمق پي ها كاملا بستگي به وزن ساختمان و قدرت تحمل خاك محل ساختمان دارد .

 در ساختمانهاي بزرگ قبل از شروع كار بوسيله آزمايشهاي مكانيك خاك قدرت مجاز تحملي زمين را تعيين نموده و از روي آن مهندس محاسب ابعاد پي را تعيين مي كند . ولي در ساختمانهاي كوچك كه آزمايشات مكانيك خاك در دسترس نيست بايد از مقاومت زمين در مقابل بار ساختمان مطمئن شويم.

  البته قبل از آن بايد مهندس محاسب وزن ساختمان و ميزان باري كه از طرف ساختمان به زمين وارد مي شود آگاه باشد.  بايد متذكر شد كه نوع پي استفاده شده در اين ساختمان پي نواري مي باشد .

   با توجه به تشخيص مهندس محاسب ساختمان و بررسي نوع خاك محل حداقل عمق پي در اين پروژه 50 سانتيمتردر نظر گرفته واجرا شد .

  البته بايد در نظر داشت كه اگر در اين عمق به زمين بكر نرسيديم بايد عمق پي را تا زمين بكر ادامه داده و يا از روشهايي ديگر از جمله شمع كوبي و يا تسطيع اقدام به اصلاح مقاومت زمين كرد.

- در بعضي مواقع ممكن است زمين سست بوده و پي كني به طور يكدفعه نتواند انجام پذير و اگر بخواهيم داخل تمام پي‌ها را قالب بندي كنيم اقتصادي نباشد در اين موقع پي كني و پي سازي با هم انجام مي‌شود به اين ترتيب كه قسمتي از پي را كنده و با تخته و چوب قالب بندي نموده شفته ريزي مي‌كنيم پس از اينكه شفته خود را كمي گرفت يعني آب آن تبخير شد يا در زمين فرو رفت و دو نيم شد پي كني قسمت بعدي را شروع نموده و با همان تخته‌ها قالب بندي مي‌كنيم به طوريكه شفته اول خشك نشده باشد و بتواند با شفته بعدي خود گيري خود را انجام داده و بچسبد اين نوع پي سازي در زمين‌هاي نرم و با تلاقي – خاك دستي – ماسه بدار صورت مي‌پذيرد.

- در زمين‌هايي كه خيلی سست بوده و به هيچ وجه قدرت تحمل بار ساختمان را نداشته باشد مانند خاكهاي دستي يا ماسه‌اي يا در محلهايي كه زمين بكر در عمق زيادي قرار داشته و برداشتن خاكهاي سطحي اقتصادي نيست. از طريق شمع كوبي بار ساختمان را به زمين منتقل مي‌نمايند كه در امتداد پي يعني در طول ديوارهاي اصلي كه باربر هستند با فاصله‌هاي معين (حدود 2 متر تا 5/2 متر) چاه حفر مي‌نمايند در ساختمانهاي فلزي و بتوني هم كه بايد پي نقطه‌اي اجرا شود زير هر ستون چاه حفر مي‌نمايند و اين حفاري را تا زمين بكر و محكم ادامه مي‌دهند و كف چاه‌ها را مانند خزينه نموده تا سطح اتكاء آن با زمين را بيشتر كنند. در داخل اين چاه‌ها را با بتن و شفته پر مي‌كنند. در موقع پر كردن سعي مي‌كنند از ايجاد حفره‌هاي خالي در كناره‌ها جلوگيري كنند. اين كار در صورتي امكان‌پذير است كه عمق چاه‌ها زياد نباشد كه بعد از پر كردن آنها روي اين چاه‌ها را به وسيله طاقهاي آجري و يا سنگي و يا تيرهاي بتوني به هم مربوط مي‌نمايند و بعد روي آن را ديوار چيني مي‌نمايند و يا با نصب صفحه‌هاي فلزي روي آن اسكلت فلزي بنا مي‌كنند خاصيت اين چاه‌ها اين است كه شفته يا بتن پس از خودگيري مانند ستوني است كه در زير زمين بنا شده و طاق يا تير بتني روي آن مانند كلافي پايه‌ها را به يكديگر متصل مي‌كند و در نتيجه بار ساختمان را مستقيماً به زمين بكر و محكم منتقل مي‌نمايد و قسمتي از بار ساختمان نيز به وسيله اصطكاك ايجاد شده بين اين ستون بتوني و خاك اطراف حتي اگر خاك دستي هم باشد تحمل مي‌شود. (اصطكاك ايجاد شده به دليل نفوذ شده بتون در داخل اطراف آن مي‌باشد) با توجه به اينكه فرض مي‌شود بارهاي وارده بر اين شمع كوبي محوري است ولي براي تحمل ممانهاي احتمالي در هر چاه 8 تا 10 عدد ميلگرد آجدار با نظر پيش بيني شده كه نبايد از نمره 10 كمتر باشد قرار مي‌دهند و آنها را به وسيله گردهاي عرضي مارپيچي شده به يكديگر متصل مي‌نمايند.

فونداسيون و انواع آن

بخشهايي از سازه و خاك در تماس با آن، كه انتقال بار بين سازه و زمين از طريق آن صورت مي‌پذيرد پي نام دارد. پي‌ها را به چهار گروه تقسيم كرده‌اند.پی ساختمان محل احداث از نوع پی سطحی و شالودهای بود0

1-         پي‌هاي سطحي و شالوده‌اي

2-         پي‌هاي عميق مانند پي‌هاي شمعي

3-         پي‌هاي نيمه عميق مانند پي‌هاي جاهي

4-         پي‌هاي ويژه مانند پي‌هاي با صندوقه و مهار

1  ـ پي‌هاي سطحي يا شالوده‌اي :

شالوده‌ها پي‌هايي هستند كه در عمق كم و نزديك سطح زمين اجرا مي‌شوند و بارهاي سازه را به زمين منتقل مي‌كنند شالوده‌ها بر سه نوع‌اند: شالوده‌هاي منفرد- شالوده‌‌هاي نواري – شالوده‌هاي گسترده.شالوده‌ها ممكن است سنگي، بتني يا بتن آرمه باشند. نكته اينكه شالوده منفرد همان پي تكي، شالوده نواري همان پيوسته و شالوده گسترده همان راديه ژنرال مي‌باشد.

2ـ پي‌هاي عميق :

آن دسته از پي‌ها را كه نسبت عمق آنها به كوچكترين بعد افقيشان از 6 تجاوز كند پي‌هاي عميق مي‌نامند. انواع پي‌هاي شمعي، ديواركها و ديوارهاي جدا كننده از جمله پي‌هاي عميق‌اند. پي‌هاي عميق معمولاً‌ به وسيله يك سازه ميانجي كه شالوده ناميده مي‌شود بارهاي سازه را مي‌گيرند و به زمين منتقل مي‌كنند.

3ـ پي‌هاي نيمه عميق :

مانند پي‌هاي چاهي، حد فاصل شالوده‌ها و پي‌هاي شمعي را تشكيل مي‌دهد. نحوه محاسبه آن بيشتر شبيه محاسبه شالوده‌هاست.

4ـ پي‌هاي ويژه :

مانند پي‌هاي با صندوقه، مهارها، ستونهاي شني و غيره با سه گونه قبلي پي‌ها تفاوت زيادي دارند و براي انتقال بارهاي سازه به زمين، ممكن است با بهره‌گيري از فشار، كشش يا اصطكاك كار كنند.

در يك تقسيم بندي ديگر در يك ساختمان ممكن است پي منفرد – پي نواري – پي راديه ژنرال و يا پي شمعي داشته باشيم.

 

 

مراحل و نحوه اجراي فونداسيون:

در ساختمان‌هاي فلزي بيشتر از پي نقطه‌اي استفاده مي‌نمايند و در زمين‌هاي سست و ساختمانهاي بسيار سنگين از پي‌هاي سراسري (راديال ژنرال) هم استفاده مي‌كنند.

پي‌هاي نقطه اي براي ساختمانهايي كه بار آن به طور متمركز (نقطه‌اي) به زمين منتقل مي‌شود ساخته مي‌گردد مانند ساختمانهاي فلزي و يا ساختمانهاي بتوني لايه‌هاي پي‌هاي تكي يا نقطه‌اي به اين شرح اند :

1ـ زمين مناسب 2ـ بتن مگر 3ـ ميله گردهاي كف پي 4ـ بتن اصلي 5ـ صفحه زيرستون يا ميله‌گردهاي ريشه. اين گونه پي‌ها با ابعادي كه به وسيله مهندس محاسب با توجه به قدرت مجاز تحملي زمين و بار ستون تعيين مي‌گردد ساخته مي‌شود. اين پي‌ها را اغلب با بتون مسلح مي‌سازند بتوني را مسلح مي‌گويند كه داخل آن قطعات فولادي به كار رفته باشد. اين قطعات معمولاً ميلگرد ‌آجدار و يا ساده مي‌باشد.

1ـ بتن مگر

پس از رسیدن به سطحی كه قدرت مجاز آن تاب تحمل وزن ساختمان را داشته باشد. كه تعيين قدرت آن به وسيله آزمايشاتي كه قبلاً توضيح داده شده انجام مي‌گيرد نوبت به اجراي فونداسيون مي‌رسد. بتن مگر به آن بتن لاغر يا بتن كم سيمان هم مي‌گويند اولين قشر پي سازي در  انواع پي‌هاي  مي‌باشد. مقدار سيمان در بتن مگر در حدود 100 الي kg/m3 150 است. در پي‌هاي نقطه‌اي بتن مگر به دو دليل مورد استفاده قرار مي‌گيرد.براي جلوگيري از تماس مستقيم بتن اصلي پي با خاك

براي رگلاژ كف پي و ايجاد سطح صافي براي ادامه پي سازي

ضخامت بتن مگر در حدود 10 cm مي‌باشد و معمولاً قالب بندي (چوبي يا آجري) از روي بتن مگر شروع مي‌شود.

2ـ ميلگرد گذاري و آرماتوربندي كف پي

براي جلوگيري از تركيدن بتون در محل تارهاي كششي ميله گردهاي فولادي قرار مي‌دهند. در بتن فولاد به صورت ميله گردهاي ساده و يا ميله گردهاي آجدار با علامت  معرف مي‌شود. ميله گرد را با قطر آن مي‌خوانند. تارهاي كششي در پي‌هاي نقطه‌اي در كف پي بوده و ميله گردها را در دو جهت به صورت مشبك (در حدود 5 cm بالاتر از كف) روي بتن مگر قرار مي‌دهند. اين آرماتورهاي شبكه‌اي را كه از قبل به اندازه متناسب (در حدود 5 cm كوچكتر از ابعاد پي، 5/2 cm از هر طرف) بافته شده است در كف پي قرار داده و زير آن را با تكه‌هاي كوچك بتن و يا تكه‌هاي بتن قدري بالاتر از كف پي قرار مي‌دهند .

به طوري كه در موقع بتن ريزي اين شبكه كاملاً‌ در بتن غرق بشود و يا مي‌توان ابتدا در حدود 5 cm در كف پي بتن ريخت و بعد اين آرماتورها را روي آن قرار داده و بتن ريزي را تا ضخامت تعيين شده در نقشه ادامه داد ولي اين كار هميشه ممكن نيست زيرا اغلب مواقع وجود شبكه‌هاي شناژ مانع اين كار مي‌گردد. محل برخورد آرماتورهاي چپ و راست را بايد با مفتولهاي غير فلزي 3 يا 4 به يكديگر متصل نمود. بايد توجه داشت كه در كليه آرماتورها به صورت چنگك خم شده و يا به صورت گونيا برگردانده شود. بايد دقت شود ميله گردهاي مصرفي صاف و بدون انحناي موضعي باشد. فاصله ميله گردها بايد يكنواخت باشد (در حدود 10 cm) به طوري كه بزرگترين دانه بتن به راحتي از داخل آن رد شود. در موقع بتن ريزي بايد دقت شود كه بتن پي با ستون يا دال بتوني كاملاً يكپارچه و توپر و متراكم بوده و در آن حفره‌هاي خالي وجود نداشته باشد (كرمو نباشد) اين كار را اغلب با ويبراتور انجام مي‌دهند.

3ـ قالب بندي و انواع آن

قبل از بتن ريزي بايد محل پي را قالب بندي نمود اين قالب بندي كه به آن كفراژ هم گفته مي شود ممكن است از چوب (تخته به ضخامت 2 الي 5/2 كه در بازار به چوب روسي معروف است) يا فلز باشد. در بعضي از ساختمانها قالب را با تيغه‌هاي آجري درست مي‌كنند. قالبهاي آجري از لحاظ سرعت كار و اقتصادي مقرون به صرفه مي‌باشد ولي به

 

علت آنكه آجر آب بتن مجاور خود را به سرعت مكيده و آن را خشك كرده و مانع فعل و انفعالات شيميايي تدريجي آن گشته و در نتيجه بتن مجاور قالب به استقامت دلخواه نمي‌رسد بدين لحاظ بايد در موقع استفاده از قالب آجري ابعاد پي را در حدود 5 cm از هر طرف بيشتر از ابعاد محاسبه شده انتخاب نمود و يا روي آجر را با ورقه‌هاي پلاستيك پوشاند تا آجر مستقيماً با بتن در تماس نباشد در صورت اخير بايد دقت شود كه لبه‌هاي پلاستيك روي كف فونداسيون قرار نگيرد زيرا در اين صورت اين پلاستيك مانع چسبيدن و يكپارچگي بتن جديد به بتن مگر مي‌گردد.

چنانچه براي بتن ريزي از قالب چوبي استفاده شود بهتر است قبل از بتن ريزي سطح تماس قالب با بتون را با نفت سياه و يا روغن‌هاي ديگر چرب نموده تا در موقع باز كردن قالب به راحتي جدا شود. اين روغن مالي و هم چنين ساير روغن‌ مالي‌هاي كفراژ مي‌بایست قبل از كفراژ بندي انجام شود زيرا اگر بعد از بستن قالب بخواهيم آن را روغن مالي كنيم ممكن است ميله گردهاي بسته شده به روغن آغشته گردد كه اين خود مانع چسبيدن بتن به فولاد و يكپارچگي آنها مي‌گردد.

ـ بتن ريزي فونداسيون

وقتي تمام قالبها آماده شد بتن ساخته شده را داخل قالب نموده و خوب مي‌كوبند و يا با ويبراتور به آن لرزش وارد آورده تا خلل و فرج آن پر شود و چنانچه بتن مسلح باشد داخل قالب را با ميله‌هاي گرد آرماتور بندي و بعد از آهن بندي داخل قالب را با بتن پر مي‌كنند. بتن ريزي در پي و آرماتور داخل آن به نسبت وسعت پي براي ساختمانهاي بزرگ قابليت تحمل فشار بنا را مي‌تواند داشته باشد و به صورت كلافي به هم پيوسته فشار ساختمان را به تمام نقاط زمين منتقل مي‌كند و از شكست و ترك‌هاي احتمالي در ساختمان‌ جلوگيري به عمل مي‌آورد.

 

- شناژ

براي آنكه پي‌هاي نقطه‌اي به همديگر متصل بوده و در موقع نشست ساختمان و يا تكانهاي ناگهاني با همديگر كار كنند پي‌هاي نقطه‌اي را به وسيله شناژ به همديگر متصل مي‌نماييم. لايه‌هاي شناژ بتون مگر، قفسه شناژ و بتن است.

پس از آنكه قالب بندي انجام شد و شبكه‌هاي زير ستون‌ها را داخل پي‌هاي نقطه‌اي قرار دارند قبل از بتن ريزي پي‌هاي نقطه‌اي را به وسيله حداقل 4 ميله گرد كه تعداد و نمره آن به وسيله  محاسب تعيين مي‌گردد به همديگر وصل مي‌نمايد اين ميلگردها بايد به وسيله ميله گردهاي عرضي كه به آن خاموت مي‌گويند به همديگر متصل باشد قطر ميله گردهاي عرضي و فاصله آنها به وسيله محاسب تعيين مي‌شود. خاموتها بايد حتماً به خم غيره و درجه ختم شوند و بهتر است اين خم در قسمت فشاري قطعه بتون قرار گيرد. اين قفسه‌ها شناژ بايد حداقل تا 4/1 بعد پي نقطه‌اي به داخل آن ادامه پيدا كند. بعضي از مهندسين محاسب ترجيح مي‌دهند كه اين قفسه شناژ سراسري پي نقطه‌اي را طي نموده و از طرف ديگر آن ادامه پيدا كند در اين صورت اين قفسه‌ها با يكديگر را قطع نمايد.

آرماتور گذاري و بتن ريزي اين شناژ كاملاً مانند شناژ رو يا زير ديوار آجري مي‌باشد. در موقع بتن ريزي چنانكه ممكن باشد بهتر است كليه بتن پي‌هاي نقطه‌اي و شناژهاي متصل كننده يكجا ريخته شود اينكار امكان دارد ولي چنانچه ريختن بتن كليه قسمتهاي پي در يك روز ممكن نباشد بهتر است بتن ريزي را در محل 5/1 طول شناژها (محور تا محور) متوقف كرد چنانچه در موقع متوقف كردن بتن ريزي چند عدد ميله گرد كمكي (2تا 3 عدد) با همان نمره آرماتورهاي شناژ داخل بتن قرار داده به طوريكه تقريباً نصف طول آن در بتن روز بعد قرار گيرد بهتر است.

اسكلت فلزي

ساختمانهای اسکلت فلزی :

  بطورکلی منظور از ساختمان فلزی ساختمانی است که ستونها و تیرهای اصلی آن از پروفیل های مختلف فلزی بوده و بارسقفها  و دیوارها و جداکننده ها (پارتیشن ها) بوسیله تیرهای اصلی به ستون منتقل شده و وسیله ستونها به زمین منتقل گردد. 

در این نوع ساختمانها برای ساختن ستونها و تیر از پروفیل فولادی استفاده می شود. همچنین از نبشی ـ تسمه و برای زیرستون از ورقه فولادی استفاده می نمایند و معمولاً دو قطعه را به وسیله جوش به هم دیگر متصل می نمایند. سقف این نوع ساختمانها ممکن است تیرآهن و طاق ضربی باشد و یا از انواع سقف های دیگر از قبیل تیرچه بلوک و غیره استفاده گردد.

  برای پارتیشنها می توان مانند ساختمانهای بتونی از انواع آجر و یا قطعات گچی و یا چوبی و سفالهای تیغه ای استفاده نمود. در هرحال جدا کننده ها می باید از مصالح سبک انتخاب شود. دربعضی ممالک برخلاف ممکلت ما برای اتصال قطعات از جوش استفاده نکرده بلکه بیشتر از پرچ و یا پیچ و مهره استفاده می نمایند البته برای ستونها نیز می توان به جای تیرآهن از نبشی و یا ناودانی استفاده نمود.

اجزا تشکیل دهنده ساختمانهای فلزی :

ساختمانهای فلزی از اجزاء مهم زیر تشکیل می شود :

1- ستونها

2- پل یا تیرهای اصلی

3- تیرچه ها

4- پروفیل های اتصال مانند نبشی و تسمه و غیره.

 

 

ستون :

ستونها از مهمترین و حساس ترین اجزاء ساختمانها فلزی می باشند، بار سقف ها به وسیله تیرها به ستونها منتقل شده و به وسیله ستونها به زمین منتقل می گردد. در این قسمت نقشه اجرائی سه تیپ ستون که در پروژه مذکور اجراء شده ، نشان داده شده است.

درساختمانهای فلزی و ساختمانهای بتونی به آن قسمت از اجزاء که تحت نیروی فشاری واقع هستند ستون می گویند .

الف- قسمتهای مختلف ستون :

قسمتهای اصلی یک ستون عبارت است از آن پروفیلی است که بارهای فشاری را تحمل می نماید. برای ساختن ستون ها می توان از پروفیل های مختلف استفاده نمود، مانند دو عدد تیرآهن I معمولی و یا یک عدد آهن بال پهن و یا دوعدد ناودانی و یا یک عدد قوطی چهارگوش و یا چهار عددنبشی و غیره در ایران برای ساختن ستونها معمولاً از دو عدد تیرآهن I معمولی استفاده می شود و آنها را به وسیله تسمه به یکدیگر متصل می نمایند. گاهی نیز از آهنهای بال پهن که به آنها H گفته می شود و یا قوطی چهارگوش استفاده می شود.

  در مواردی که بار ستون زیاد است می توان از سه عدد تیرآهن I که به شکلهای مختلف به همدیگر متصل می شوند، استفاده نمود و در طبقات بالاتر که بار ستونها کاهش می یابد می توان از ادامه یکی از آهن های I  خودداری کرد.

  برای ساختن ستونها از دو یا سه عدد I معمولی و سایر پروفیل ها باید دقت کافی به عمل آورند تا ستونها کاملاً مستقیم و راست ساخته شود زیرا کوچکترین انحنای ستون ممکن است بعد از بارگذاری منجر به کمانش ستون و درنتیجه باعث تخریب ساختمان شود.

  در موقع ستون سازی به دو علت ممکن است انحنا ایجاد شود، اول آنکه امکان دارد تیرآهن های مورد نیاز برای ساختن ستون در اثر حمل و نقل دارای پیچیدگی باشد. دوم آنکه ممکن است در اثر جوش کاری و غیرفنی و نادرست در ستون پیچیدگی ایجاد شود برای جلوگیری از این کار بهتر است به شرح زیر عمل گردد.

  البته اشکالات فوق اشکالات اجرایی می باشد نه محاسباتی زیرا فرض ما براین است که محاسبات درست انجام شده و ستون قادر به تحمل بار وارده می شود. ابتدا تیرآهن را از لحاظ شماره انتخاب نموده و آنها را به طول معین که در نقشه های محاسباتی قید گردیده برش می دهند آنگاه زیر دو سر و کمر ستون تیرآهن هایی قرار داده و ستون را روی این تیرآهن های افقی که به صورت تراز روی زمین قرار داده اند، می خوابانند. قبل از این کار باید از راست بودن تیرآهن های تکی کاملاً مطمئن بوده و چنانچه تیرآهن کاملاً راست نباشد بهتر است آنها را عوض نموده و از تیرآهن های مستقیم استفاده نمایند در صورتی که این کار مقدور نباشد باید تیرآهن ها به وسیله پتکهای سنگین که در محل های دقیق حساب شده فرود می آیند راست بشود.

لازم به یادآوری است که هرنوع ضربه زدن به تیرآهن حتی در جهت برطرف کردن پیچیدگیهای موضعی (راست کردن آن)  و یا در اثر جابجایی و غیره در تیرآهن های تنشهایی ایجاد می کنند که در آن باقی مانده و اگر تنشهای ایجاد شده در اثر بارگذاری هم جهت با این تنشها باشد موجب تخریب سریعتر قطعه می گردد، بدین لحاظ هر قدر به تیرآهن قبل از مصرف ضربه کمتری زده شود بهتر است.

آنگاه تیرآهن های ستونها را با فاصله معین که در نقشه محاسباتی تعیین شده است کنار هم قرار داده و به وسیله تسمه هایی که از قبل بردیده شده و آماده می باشد با خال جوش آنها را به یکدیگر متصل می نمایند، آنگاه برای جلوگیری از پیچیدگی نخست ابتدا و انتها و کمر ستونها را به تیرآهنهای و زیر سری جوش داده و بعد کلیه ستونها را با خال جوش به یکدیگر متصل می کنیم و آنگاه جوشکاری را تکمیل می نماییم و بدین ترتیب تا 90 درصد از پیچیدگی ستونها جلوگیری می شود.

 

 

صفحه زير ستون

اتصال ستون به صفحه زیر ستون

چنانچه پي ريخته شده جهت ستون فلزي باشد براي آنكه فشار وارده از ستون در سطح پي تقسيم شود زير ستون روي پي صفحه‌اي فلزي كه ابعاد آن تعيين شده است قرار مي‌دهند چون ممكن است به ستون بارهاي عمودي نيروهاي جانبي نيز وارد شود. صفحه زير ستون را به وسيله میلگردهايي درشبکه آرماتور محكم مي‌كنند.

در این قسمت از گزارش کارآموزی روش اتصال ستون به زیر ستون توضیح داده می شود، صفحه زیر ستون قبلاً کاملاً تراز و در سطح کار گذاشته شده است ، سطح انتهائی ستون یعنی محل اتصال آن به صفحه زیر ستون باید کاملاً مستوی بوده بطوریک در موقع قرار دادن آن روی صفحه تمام نقاط آن با صفحه در تماس باشد.

آنگاه ستون را بلند کرده و در محل خود قرار می دهند، لازم به یادآوری است که ستون را اغلب به وسیله جرثقیل بلند می کنند در کارهای کوچک می توان ستون به وسیله دکل و یا تیفور بلند نمود.

  آنگاه ستون را با دوربین و یا شاقول معمولی بنائی شاقول نموده و دور آنرا به صفحه زیر ستون جوش می دهند ، آنگاه برای تکمیل کار ، ستون را به وسیله چهار عدد نبشی 10 یا 12 و یا بزرگتر به صفحه جوش می دهند ابعاد این نبشی ها طبق محاسبه تعیین می گردد.

در موقع جوشکاری پای ستون به صفحه زیرستون باید توجه نمود چنانچه بعد جوش زیاد باشد مانع چسبیدن نبشی های اتصال به ستون و صفحه زیر ستون خواهد شد. باتوجه به اینکه تقریباً کلیه لنگرهای وارده به پای ستون به وسیله نبشی های اطراف تحمل می گردد باید دقت شود که این جوشکاری فقط درز ما بین پای ستون و صفحه زیرستون را پر نماید و از آن خارج نشود. چنانچه این دقت ممکن نباشد بهتر از این جوشکاری صرف نظر گردد.

  در بعضی از ستونها که دارای خارج از محوری شدید می باشد به جای نبشی از صفحات مستطیل شکل که طول آن بیشتر از پشت تا پشت است استفاده می گردد و بدین وسیله نبشی های اتصال را با ابعاد بزرگتر به وسیله صفحه در محل می سازد و به وسیله چند عدد صفحه لچکی که بین دو بال نبشی قرار می دهند سیستم قابل اطمینان در مقابل لنگرهای وارده ایجاد می نمایند. عرض و طول کلی این اتصالات نباید از روی صفحه زیر ستون تجاوز نماید.

تسمه های اتصال :

همان طور که گفته شده ممکن است ستون از دوعدد تیرآهن یک و یا دو عدد ناودانی و یا چهار عدد نبشی و غیره تشکیل شده باشد که این پروفیلها می باید به یکدیگر متصل شود، معمولاً این پروفیل ها را به وسیله تسمه به یکدیگر متصل می نمایند. ابعد این تسمه ها به وسیله محاسبه تعیین می گردد ولی اغلب برای ساختمانهای معمولی از تسمه هایی به ابعاد تقریبی 10×100 استفاده می گردد. طول تسمه معمولاً به اندازه پشت ستون می باشد(قدری کمتر برای جوش کاری) تسمه ها را در ایران معمولاً به صورت موازی با یکدیگر جوش می دهند و فاصله آنها از یکدیگر در حدود 40 سانتی متر می باشد (محور تا محور) ولی گاهی طبق محاسبه مجبور می شوند تسمه ها را با زاویه 45 و یا 30 درجه جوش جوش بدهند.

  اگر طبق محاسبه برای ساختن ستون می باید از سه عدد تیرآهن استفاده شود که یکی از آنها عمود بر دوتای دیگر باشد قبل از آنکه تسمه های اتصال دهنده را جوش بدهند باید سه عدد تیرآهن را به همدیگر متصل نموده و جوشکاری آن را تکمیل نمایند و بعد تسمه های اتصال را جوش بدهند زیرا درغیر این صورت اتصال تیرآهن میانی به دو آهن دیگر مشکل خواهد شد.

 

 

 

ب- برپاکردن ستون :

روش برپا کردن :

  دراین روش معمول برپا کردن سازه سه گروه به استخدام درمی آیند (گروه بالا برنده ، گروه جا اندازنده و گروه سفت کننده). این سه گروه هریک به توالی ، ضمن پیشرفتن کار نصب فولاد ، کار خود را انجام می دهند. گروه بالا برنده ، عضو فولادی را بلند کرده و به جایگاه خاص آن می رساند و سپس با اتصالهای پیچکاری یا جوشکاری آن عضو را با ایمنی کامل در جای خود قرار دهد تا آنکه گروه جا اندازنده بتواند کار خود را شروع کنند.

معیارهای ایمنی خاصی برای اطمینان از هماهنگی سازه ای برقرار شده است. برای مثال ، عرشه برپاداری نباید بیش از هشت طبقه بالاتر از بلندترین کف کاملاً تمام شده باشد. همچنین نباید از ارتفاع بالاتر ، بیش از 4 طبقه یا 6/14 متر نسبت به بالاترین کف طبقه تمام شده (طبقه ای که لزوماً تکمیل نیست) پیچکاری یا جوشکاری ناتمام وجود داشته باشد. گروه جا اندازنده ، عضو مورد نظر را در راستای مناسب قرار می دهند و با جوشکاری کافی آن قدر سازه را محکم می دهند که تانصب اتصالهای نهایی ، لنگ گیری انجام شده باشد. گروه سفت کننده اتصالات نهایی را (با پیچکاری یا جوشکاری) انجام می دهند، به طوری که مشخصات فنی لازم در سازه تحقق پیدا کند.

ج- وسایل بالابری :

  در کار با فولاد و بالابردن آن تا جایگاه نهایی اش ، اغلب جرثقیل های متحرک و جرثقیل های برجی را به کار می برند. تعدادی وسیله بالابری دیگر هم هستند که در کار ساختمانی فولادی از آنها بسیار استفاده می شود . دیرک یکی از ساده ترین وسایل بالابری موتوری است. می توان از دو یا چند دیرک که همراه بایکدیگر به کار برده شوند، برای بلند کردن قطعات بزرگ مانند دیگ بخار یا مخازن استفاده کرد. جرثقیل برجی شاید متداولترین وسیله بالابری در ساختن ساختمانهای بلند است. ازجمله مزایای جرثقیل برجی این است که می توان آن را با پیشرفت کار ساختمانی ، به آساین از یک طبقه به طبقه دیگر ارتقاء داد.

د- جوشکاری :

  جوشکاری باید به خوبی انجام گیرد تا استحکام اتصال کافی ایجاد کند. معدودی از موارد اصلی جوشکاری در این قسمت شرح داده می شود.

تمام ناظرین و بازرسان باید بتوانند نمادهای استاندارد جوشکاری را تفسیر کنند. انواع اصلی جوشهای سازه ای عبارتند از : جوش کنجی ، جوش شیاری (لب به لب یا جناغی) و جوش پرچی یا مسدود.

دیگر موارد لازم برای دستیابی به جوش رضایت بخش ، علاوه بر استفاده از جوشکاران ورزیده عبارت اند از آماده سازی درست فلز کار ، به کار بردن الکترودهای مناسب و همچنین استفاده از شدت جریان برقی درست، توجه به مقدار ولتاژ و تنظیم قطبیت.

چندین روش برای تعیین کیفیت جوشکاری در اختیار داریم. روشهای آزمونی عبارتند از وارسی چشمی ، آزمون مخرب ، وارسی پرتونگاری ، وارسی فراصوتی ، وارسی ذرات مغناطیسی و وارسی مایع نافذ.

وارسی چشمی سریعترین ، آسانترین ، و پرمصرف ترین روش کنترل جوشکاری است. به هرحال ، وارسی چشمی وقتی موثر است که ناظرانی ورزیده و آموزش دیده به آن بپردازند. در عین حال ، این روش کمترین قابلیت اتکا را برای اطمینان از کفایت جوشکاری دارد. در روشهای کنترل کیفیت جوشکاری اساساً آزمون مخرب را انجام می دهند و نیز درصورتی که روشهای آزمون غیرمخرب حاکی از کیفیت مشکوک جوشکاری باشد انجام آزمون مخرب ممکن است برای تعیین استحکام واقعی جوشکاری لازم شود. بررسی پرتونگاری جوشکاری با تهیه تصویر پرتوی ایکس از جوش انجام شده ، صورت می گیرد.

 

 پرتو نگاری اگر به درستی انجام شود، می تواند نقصهای را که ریزی آنها به کوچکی 2% ضخامت درز جوش داده شده است، مشخص کند. در وارسی فراصوتی از بسامدهای با ارتعاش زیاد برای تشخیص نقصها استفاده می کنند. ماهیت پیامهایی که ازمحل جوش بازتاب پیدا می کند ، نشانی ، نوع ، اندازه ، و محل هرنقصی را مشخص می کند. وارسی ذرات مغناطیسی عبارت است از کاربرد ذرات مغناطیسی که روی جوش انجام شده پخش می شوند تا نقصهای سطح یا نزدیک به سطح جوشکاری را مشخص کند. البته از این روش نمی توان در مورد فلزات غیرمغناطیسی ، مثل آلومینیم استفاده کرد.

وارسی مایع نافذ با پاشیدن مایعی نفوذ کننده بر روی جوش انجام شده ، خشک کردن سطح ، و سپس استفاده از سیالی برای ظهور که محل نفوذ مایع نافذ را در جوش نشان می دهد، انجام می گیرد. این روش ارزان است و به آسانی می توان آن را به کار بست ، اما به کمک آن فقط می توان درزه هایی که تا سطح گشوده هستند، مشخص کرد.

تیرها اصلی :

در این قسمت از گزارش کارآموزی موراد زیر مورد بررسی قرار می گیرد :

  1- چگونگی اتصال تیر به ستون 

  2- نکاتی در مورد ساختن تیرها 

  3- وصله تیرهای سراسری       

  4- وصله نمودن دو نقطه تیرآهن به همدیگر

  5- تیرهای لانه زنبوری 

  6- تیرچه.

 

 

- چگونگی اتصال تیر به ستون :

الف) حالت اول تیر از کنار ستون عبور نماید .

ساده ترین شکل اتصال پل به ستون آن است که پل در جهت بال تیر آهن ستون امتداد پیدا کند. در این حالت معمولاً از پل های سرتاسری استفاده می نمایند، این پل ها به وسیله یک عدد ورقه بست که در محل عبور پل به ستون جوش می شود، همچنین یک عدد نبشی 10 یا 12 که روی ورق بست جوش می گردد به ستون متصل می شود ، (نبشی طبق محاسبه تعیین می گردد) بعضی از مهندسین محاسب برای آنکه تکیه گاهی تقریباً گیردار به وجود بیاورند یک عدد نبشی نیز روی تیر قرار می دهند، برای ایجاد تکیه گاهی که کاملاً گیردار باشد باید از صفحه های ممان گیر استفاده نمود ، صفحه ممان گیر صفحه ای است به شکل ذوزنقه یا مستطیل که روی تیر قرار گرفته و آن را به ستون متصل می نماید. ولی بعضی از قرار دادن این نبشی اخیر صرف نظر نموده و تکیه گاه را ساده در نظر می گیرند. در ایران اغلب مهندسین محاسب به همین طریق عمل می نمایند یعنی پل را از کنار ستون عبور داده و در این حالت پل را ممتد محاسبه می نمایند و مخصوصاً در ستونهای میانی اسکلت ، از دو طرف ستون پلهای ممتد را عبور داده و به اصطلاح از گره خورجینی استفاده می نمایند. به عقیده اغلب زلزله شناسان این نوع اتصال در مقابل زلزله از مقاومت خوبی برخودار نیست. چنانچه بار پل در پل محل اتصال ستون زیاد و امکان خم نمودن نبشی تکیه گاه وجود داشته باشد بهتر است یک عدد صفحه مثلثی شکل بین دو بال نبشی جوش داده تا از خم شدن آن جلوگیری شود به این صفحه لچکی می گویند.

ب) حالت دوم آن است که تیر از وسط عبور نماید.

   دراین حالت باید دقت شود تا درموقع ساختن ستون فاصله لب به لب دو عدد تیرآهن حداقل نیم سانتیمتر از بال تیری که می خواهد از داخل آن عبور کند بیشتر باشد تا امکان عبور پل فراهم گردد.

بدیهی است چنانچه برای ستونها از تیرآهن H استفاده شود، اجراء این طریقه ممکن نیست. اصولاً امکان عبور تیرهای سراسری در این نوع اتصال قدری مشکل می باشد زیرا اگر دو طرف ساختمان احداثی باز نباشد به سختی می توان یک عدد تیر سراسری را از بین ستونها عبور داد بدین لحاظ در این نوع مواقع تیر را به قطعات کوچک بریده و در جای خود قرار داده و بعد دوباره آن را جوش می دهند این عمل چنانچه اتصالات بخوبی انجام شود اشکال نداشته و این تیر مانند تیر سراسری یکپارچه عمل خواهد کرد. بهتر است محل برش در 5/1 متری دهانه بین دو ستون واقع شود.

فرض بر این است که در فاصله 5/1 متری نیروهای وارده به تیر حداقل می باشد و در این حالت چنانچه بخواهیم از نبشی فوقانی نیز استفاده نماییم باید ورق بست دوتکه باشد.

ج) حالت سوم موقعی است که تیر به جای ستون خم شود.

  در این حالت امکان ایجاد تیرهای سراسرس ممکن نیست. زیرا اگر بخواهیم تیر سراسری اجراء نماییم مجبور هستیم در جان تیر ایجاد کنیم که این خود باعث ضعف ستون می شود، بدین لحاظ بهتر است تیر را در این حالت قطعه قطعه سوار کنیم. البته باید توجه داشت چنانچه در نقشه های محاسباتی پل های سراسری داده شده باشند مجبور به اجرای آن هستیم.

- نکاتی در مورد ساختن تیرها

گاهی ممکن است تیرها را با دو یا یک عدد تسمه که به بال تیر جوش می شود تقویت نماییم این تسمه ها معمولاً در تیرهای ساده در وسط تیر و در تیرهای ممتد در نزدیکی تکیه گاه جوش می شود. چنانچه برای تقویت تیر از یک عدد تسمه استفاده نماییم بهتر است این تسمه از بالا جوش شود زیرا درصورتی که از پایین جوش شود ، در موقع سفید کاری مزاحمت ایجاد کرده و مجبور هستیم ضخامت گچ و خاک را در سطح سقف به اندازه ضخامت تسمه تقویتی افزایش دهیم.

اگر پهنای تسمه تقویتی از بال تیر آهن کمتر باشد اشکالی ایجاد نمی شود زیرا به راحتی می توان تسمه را روی تیر قرار داده و جوشکاری نماییم  ولی اگر پهنای تسمه از بال پهن تر باشد ، بهتر است تیرآهن را قبل از نصب درمحل برگردانیده و محل تسمه را دقیقاً معلوم کرده و آن را از بالا جوش بدهیم. باید دقت شود که طول جوش مطابق نقشه و به اندازه کافی باشد چنانچه طول جوش مطابق نقشه قید نشده باشد طول آن درهر طرف نصف طول تسمه می باشد (در دو طرف مساوی طول تسمه).

3- وصله تیرهای سراسری:

وصله نمودن دو قطعه تیرآهن به یکدیگر :

  چنانچه مجبور باشیم دو قطعه تیرآهن را بهم دیگر متصل نماییم اگر از این تیر برای تیر استفاده شود کافی است به وسیله دو تسمه به دو طرف جان تیر و یک قطعه تسمه روی بال تیر به سمت بالا آنها را به هم وصل نماییم، اگر این قطعه برای تیرچه استفاده شود به وسیله یک قطعه در جان تیر و یک قطعه وصله روی بال تیر آنها را به هم متصل می نمائیم طول و ضخامت تسمه طبق محاسبه به دست می آید ولی در ساختمانهای معمولی طول قطعه درحدود 60 سانتی متر و ضخامت آن در حدود یک سانتیمتر کافی است.

  چنانچه از دوسمت بال یک ستون دو پل عبور کنند بهتر است که این پل را با تسمه هایی در چند نقطه به همدیگر متصل نماییم تا پل ها یکپارچه شده و با هم کارکنند. به این طریق این اتصال به مقدار قابل ملاحظه ای در مقابل نیروی زلزله مقاومت خواهد نمود.

جوشکاری روی زمین و معمولی انجام شود و حتی المقدور از جوش سربالا خودداری شود.

 

 

باتوجه به این که طول تیرآهن معمولی 12 متر است (بعضی کارخانه تیرآهن نمرات بالا را 14 متری هم می رساند) اگر طول تیر سراسری ما بیش از 12 متر باشد ناچار به اتصال دو قطعه تیرآهن دیتیلی نداشته باشد باید دو قطعه تیر را با مهندس محاسب یا مهندس ناظر کارگاه به وسیله تسمه با طول کافی از بالا و پایین و جان تیر به همدیگر متصل نماییم طول این تسمه و همچنین بعد جوش نسبت به تیرآهنهای مختلف متفاوت است. چنانچه ممکن باشد بهتر است

5- تیرهای لانه زنبوری :

  همانطوریکه می دانیم ممان اینرسی هر نقطه مادی نسبت به هر محور مساوی است با جرم آن نقطه ضرب در مجذور فاصله آن نقطه تا آن محور به همین دلیل در موقع طرح نیم رخ تیرآهن برای آنکه ممان اینرسی مقطع هر قدر ممکن است بیشتر باشد، قسمت اعظم وزن تیرآهن را در بالا که در دو طرف جان آن واقع شده است ، قرار داده اند تا هر قدر ممکن است از محور خنثی دورتر بوده و ممان اینرسی آن بالاتر برود.

  اینک چنانچه در محوری فرض شود وجود دارند برای بدست آوردن ممان اینرسی باز هم بیشتر سعی می کنند که بالها را از محور اینرسی باز هم بیشتر سعی می کنند که بالها را از محور خنثی دورتر نمایند بدین لحاظ تیرآهن را بریده و آن را دوباره جوش می دهند، بدین طریق فاصله بالها از یکدیگر زیادتر شده و مقطع دارای لنگره اینرسی بزرگتری می شود.

اینک برای اینکه ممکن است نیروی احتمالی در سیستم ایجاد شود و چون فرض بر این است کهجان تیرآهن نیروهای برشی را تحمل می نماید. همچنین با توجه به منحنی برشی متوجه می شویم که حداکثر نیروی برشی در تکیه گاهها موجود است ضمناً همانطوریکه قبلاً توضیح داده شده است چنانچه تیرآهن را به صورت لانه زنبوری در بیاوریم. جان تیرآهن را ضعیف کرده ایم ، برای اینکه تیرآهن بتواند در مقابل نیروی برشی احتمالی مقاومت نماید دو سوراخ نزدیک تکیه گاهها را به وسیله صفحه هایی می پوشانیم. ضخامت این صفحه و همچنین پهنای آن به وسیله محاسبه تعیین می گردد و حداقل ضخامت آن 10 میلیمتر و پهنای آن مساوی پهنای جان تیر لانه زنبوری شده است.

6- تیرچه :

اگر برای پوشش سقف از طاق ضربی استفاده می نماییم ناچاراً باید همانند ساختمانهای آجری توضیح داده شد تیرآهن هایی با شماره محاسبه شده روی تیرها کشیده و بین این تیرآهن ها را طاق ضربی بزنیم این تیرچه ها ممکن است سرتاسری بوده و از روی تیرها عبور نماید، در این صورت باید محل برخورد تیرچه و تیر جوشکاری شود. طبق نظر مهندس معمار اقدام گردد و با تیرآهن های توی دل پلها کار گذاشته می شود که در این صورت باید حتما هر دو سرآن از یک طرف به وسیله یک عدد نبشی نمره 5 یا 6 به تیر متصل گردد و تیرچه باید حتما از یک طرف زبانه بشود و در غیراین صورت با اندازه صخامت بال پل از زیر اختلاف سطح به وجود می آید که باید به وسیله گچ و خاک و سفید کاری پر شود سقف بار بیشتری را تحمل نماید.

  چنانچه برای تیرو تیرچه از یک شماره تیرآهن استفاده شود در این صورت تیرچه می باید از دوطرف زبانه شود. درسقفهای طاق ضربی با توجه به خیزطاق که در حدود 2 الی 3 سانتی متر می باشد طاق نیرویی در جهت افق به تیرآهنهای جانبی خود وارد می نماید، که این نیرو در جهت طاقهای میانی به وسیله طاق پهلویی خنثی می شود ولی در آخرین دهانه این نیرو باعث می شود که تیرآهن ها را به کنار رانده در نتیجه طاق فرو می ریزد، برای جلوگیری از این کار آخرین تیرآهن را حداقل در دو نقطه به تیرآهن ما قبل آخر می بندند و این کار معمولاً وسیله میلگردهایی به قطر 10 الی 12 میلی متر انجام می شود به این میله گردها میله مهار گفته می شود.

البته از میلگرد در نقاط دیگر ساختمان مانند سقف کاذب و غیره نیز استفاده می شود، از نبشی برای تکیه گاه تیرها و همچنین برای اتصال تیرچه ها به تیرها و اتصال ستون به صفحه زیر ستون استفاده می شود.

 

بادبند :

در بازدیدهایی که از مناطق زلزله زده به عمل آمده مشاهده گردید ساختمانهایی فلزی چند طبقه که بادبندی شدند در مقابل نیروی زلزله مقاومت بیشتری از خودشان نشان می دهند.

متداولترین بادبندها نیمرخ هایی از فولاد هستند که به صورت ضرب در بین دو ستون قرار می گیرند مانند نبشی ، ناودانی ، تیرآهن و غیره برای آنکه سطح جوش در بادبندها به اندازه کافی باشد در محل اتصال بادبند به گره ها و یا محل برخورد دو پروفیل بادبند به همدیگر صفحه هایی جوش می دهند، طول و عرض و ضخامت این صفحه ها طبق محاسبه تعیین می گردد. اگر دهانه ای از ساختمان بادبندی شود بهتر است حتماً قسمتهای پایین همین دهانه تا روی فوند اسیون بادبندی ادامه پیدا کند. این بادبندها باعث می شوند نیرویی که در اثر باد ویا زلزله به بالای ستون وارد می شود به سرعت به زمین منتقل می گردد.

پله :

يكي از مهم ترين و حساسترين بخشهاي ساختمان پله مي باشد كه هم در طراحي و هم در ساخت بايد توجه ويژه اي به آن شود ولي متاسفانه مشاهده مي شود كه در اغلب ساختمان ها پله ها به نحو صحيحي اجرا نگرديده است و نقايص فراواني وجود دارد كه بعضا خطر آفرين بوده و باعث سقوط افراد مي گردد.

 

در اين بخش صرفا جنبه هاي اجرايي پله مورد بررسي قرار مي گيرد و مبحث طراحي از حيطه اين پروژه خارج است .

براي خط كردن پله در بحث محاسبه و خط كردن پله ابتدا مي بايست با مطالعه نقشه محل شروع و خاتمه پله ، ارتفاع پله ، تعداد پله ها و اندازه كف و ارتفاع تك پله ها را مشخص نمود . سپس با تراز و متر پله را خط مي كنند و براي اينكار ابتدا حدود شيب پله را كه زاويه اي حدود 30 درجه دارد را روي ديوار مجاور با گچ سفيد مي كنند . سپس محل اوليه پله را تعيين و توسط تراز خط عمودي ر اترسيم مي كنند . آنگاه به اندازه ارتفاع پله روي خط عمودي توسط متر جدا كرده و سپس يك خط افقي را توسط تراز به اين نقطه ويل مي كنند .پس از اين مرحله توسط متر اندازه كف پله را روي آن جدا مي كنند . در اينجا اولين پله رسم شده است ؛ اينكار را ادامه داده تا به محل پاگرد برسند بايد توجه داشت كه معمولا عرض پاگرد برابر مقدار تعيين شده قبلي به اضافه يك ،كف پله مي باشد.

ـ بعضي از موارد بايد در اجراي پله رعايت شوند عبارتند از :

1- ابعاد كف و ارتفاع پله در تمامي رشته پلكان مي بايد ثابت باشد زيرا هر نوع تغيير آهنگ در اين مورد باعث بروز حادثه مي گردد .

2- در هر رشته پلكان تعداد پيشاني ها از تعداد كف پله ها يك عدد بيشتر است زيرا آخرين كف پله در واقع جزء پاگرد محسوب مي گردد .

3- درموقع نصب كف پله معمولا در حدود 2-3 mm به آن شيب مي دهند كه اين كار جهت شستشوي پله مي باشد .

4- در پشت سنگ پيشاني از آجر استفاده مي شود و ملات مورد استفاده جهت پله ها از ملات ماسه و سيمان مي باشد .

5- بعد از نصب پله ها از دوغاب سيمان سفيد و پدر سنگ جهت پر كردن كليه درزها و سوراخهاي موجود در سنگ استفاده مي شود .

6- سطح پله نهايي با سطح فرش كف پاگرد بايد كاملا تراز باشد .

7- در مواردي كه پله بصورت نمايان در نما قرار دارد زير آن خالي است ، انجام قيرگوني قبل از شروع ساخت پله ضروري است و بجاي اندود گچ بايد از اندود ماسه و سيمان استفاده كرد .

8- قبل از نصب پله مي بايد پروفيلهاي مربوط به پايه نرده ها كه معمولا در محل چشم پله مي باشد را تعبيه نمود .       

پله از لحاظ ارتباط طبقات یکی از مهمترین قسمت هایی ساختمان محسوب می گردد ، ولی به علت آنکه از این فضا به نسبت فضاهای دیگر ساختمان از لحاظ زمان توقف کمتر استفاده می گردد ، همیشه سعی بر این است که حداقل فضای ممکن برای پله در نظر گرفته شده و حق المقدور مکانهای روشن و آفتابگیر ساختمان را برای پله اختصاص ندهند.

بطور کلی هر قدر ارتفاع پله زیادتر باشد تعداد مورد نیاز برای عبور از طبقه ای به طبقه دیگر کمتر بوده در نتیجه قفسه پله یا فضای لازم برای ایجاد پله کمتر است ولی ارتفاع پله کاملاً بستگی به محل استفاده و اشخاص استفاده کننده از آن را دارد مثلاً ارتفاع پله برای طبقات آپارتمانهای مسکونی در حدود 16 الی 20 سانتی متر در نظر گرفته می شود زیرا 80 درصد استفاده کنندگان آن در سنینی هستند که به راحتی می توانند از پله ها پایین و بالا بروند (اشخاص مسن تر و کودکان خردسال بیشتر وقت خود را در منزل می گذارنند) و همچنین ارتفاع پله موتور خانه و یا انبار را در حدود 20 الی 25 حتی 50 سانتی متر در نظر می گیرند زیرا 99 درصد استفاده کنندگان این قسمت از ساختمان را اشخاص جوان تشکیل می دهند و همچنین ارتفاع پله مکانهای عمومی مانند ایستگاه راه آهن  و یا بیمارستانها و یا ادارات عمومی را حدود 15 الی 17سانیتمتر در نظر می گیرند. زیرا از این نوع پله ها اجباراً افراد در هر سنی استفاده خواهند نمود

ارتفاع پله در قصرهای بسیار مجلل ولوکس که فضای لازم برای ساختن پله دارد که در این حالت نیر پله ها را در حدود 15 سانتی متر و یا کمتر در نظر گرفته می شود.

کف پله تابع دو عامل است :

1- طول کف پله

2- طول قدم

طول کف پای یک آدم معمولی در حدود 30 سانتیمتر است در این صورت برای اینکه عبور و مرور از روی پله آسان باشد کف پله باید در حدود 30 سانتیمتر باشد که با توجه به 2 سانتیمتر دماغه پله جمعاً کف پله درحدود 32 سانتیمتر خواهد شد.

  حداقل عرض پله ساختمانهائی که زیاد بزرگ نبوده و از روی آن عبور و مرور دو طرفه انجام می شود در حدود 100 سانتیمتر در نظر گرفته می شود زیرا بطوریکه می دانیم عرض شانه یک نفر مرد در حدود 60 سانتی متر است (عرض شانه خانم ها کمتر می باشد) و با توجه به اینکه اگر دو نفر بخواهند از نزدیک یکدیگر عبور نمایند ناخودآگاه قدری شانه به سمت طرف مقابل کج می نمایند، عرض 100 سانتیمتر برای عبور دو نفر از کنار یکدیگر کافی می باشد ولی برای آپارتمانهای چند طبقه که شدت رفت و آمد زیادتر است عرض پله را حدود 120 سانتیمتر و یا بیشتر در نظر می گیرند. در مورد پله های کم رفت و آمد مانند پله هائی که به بام ختم  می شوند و از آنها فقط برای برف روبی و یا سرکشی به بام استفاده می شود عرض 55 الی 65 سانتیمتر کافی می باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 13:7  توسط مهندس محسني  | 
 

Powered By HurrahSport.Com